دموکراسی سازمانی

دموکراسی سازمانی

دموكراسي سازماني عبارت است از توسعه‌ي آزادي در چارچوب كسب و كار. دموكراسي سازماني اصولاً نوعي استراتژي در طراحي سازمان محسوب مي شود. يعني بسته به شرايط داخلي و خارجي و عوامل اثرگذار رقابتي، يك سازمان مي تواند از استراتژي دموكراسي سازماني استفاده كند. در واقع دموكراسي سازماني راهي است براي هدايت و مديريت سازمان؛ با اين پيش فرض كه رهبري متمركز در آن به حداقل رسيده و آزادي هاي خاص و قابل قبولي در حد چارچوب كسب و كار ارايه شده است. بنابر اين معادله ي يك سازمان دموكرات عبارت است از:

 

رهبري متمركز - آزادي+ طراحي دموكراتيك = سازمان دموكرات

 

در يك سازمان دموكرات، تأكيد بر رهبري است تا مديريت؛ تأكيد بر كسب و كار است تا سياست؛ بجاي اجماع به گفتمان بها داده مي شود؛ بجاي ناديده انگاشتن سود به انسان و سود- توأمان- توجه مي شود و دست آخر ايجاد محيط كار معنادار يك اصل محسوب مي شود.

 

دموكراسي سازماني هنگامي تحقق مي يابد كه سازمان از اصول دموكراسي براي طراحي نحوه‌ي كاركرد روزانه‌ي خود استفاده كند، محيط كار را به گونه اي كه موجب شكوفايي و توسعه‌ي توانايي بالقوه‌ي كاركنان در جهت دستيابي سازمان به اهداف خود شود طراحي نمايد و اثر مثبتي بر جامعه بگذارد.

 

با سلام

 امروز میخواستم کمی در ارتباط با استفاده قوانین و مقررات بنویسم و باید بگم که برای موفقیت یک حسابدار دانستن تعدادی از قوانین یک امر حیاتی و ضروری به حساب میاد.

از جمله قوانینی که یک حسابدار در طول مدت کاری خودش بدون شک به آنها بر میخوره و سر کار داره میتونم به شرح زیر نام ببرم:

۱ - قانون مالیاتهای مستقیم

۲ - قانون تجارت

۳ - قانون بیمه تامین اجتماعی

۴ - قانون اساسی (دانستنش بهتر از ندانستش است)

۵ - قانون محاسبات عمومی (بیشتر برای کسانی که در کارهای دولتی کار میکنند)

۶ - قانون بودجه کل کشور هر سال

۷ - قانون برنامه های چهارم توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی

۸ - استانداردهای حسابداری

۹ - استانداردهای حسابرسی

و بسیاری قوانین و مقررات ریز و درشت دیگر که دانستن اونها لازمه. در زیر لینک تعدادی از قوانین رو گذاشتم که اگر لازم دونستید یک نگاهی بهشون بندازید.

http://iranlaws.hamrahnet.com/

http://www.mporg.ir/ghanoon86/ghanon86.htm

http://www.mefa.gov.ir/laws/dbpindex.asp?DN=2

http://www.mefa.gov.ir/laws/dbpindex.asp?DN=1

با آرزوی موفقیت همه شما عزیزان

راهنمای سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای برای سرمایه‌گذاری در بورس

راهنمای سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای برای سرمایه‌گذاری در بورس

ضمن تایید اقدام شما برای این‌که پس‌اندازهای خود را از طریق بازار سرمایه به تولید مولد تبدیل کنید، به‌اطلاع جناب‌عالی/ سرکار می‌رساند که بازار سرمایه در کنار بازده‌های خوبی که در طی سال‌های نسبتاً طولانی داشته است، متضمن ریسک نیز می‌باشد.

بنابراین، توصیه‌های زیر را درنظر داشته باشید و پس از آن اقدام به سرمایه‌گذاری کنید.

1.در صورتی‌که پس‌انداز شما زیر 30 میلیون ریال است، توصیه نمی‌شود که در بازار سرمایه سرمایه‌گذاری کنید. بهترین محل برای سرمایه‌گذاری این وجوه بازار پول یعنی بانک‌هاست. علت آن است که امکان نیاز فوری شما به این وجوه بسیار بالا خواهد بود، و بهتر است از چنین حداقلی برای پشتوانة زندگی خود استفاده کنید، و این پس‌اندازها را به‌شکلی نگاه دارید که نقدشوندگی بالا دارند، و بدون ریسک‌اند.

2.درصورتی‌که با مبالغ در اختیار می‌توانید کاری را شروع کنید که دوست دارید، یعنی خود مستقیماً آن را به یک دارایی سرمایه‌ای ( به یک کار فیزیکی و عملی ) تبدیل کنید، به جای این‌که سهام بخرید، بهتر است همان کار را بکنید. البته، باید مطمئن شوید که در آن کار موفق می‌شوید. بنابراین، به‌هیچ وجه توصیه نمی‌شود که وسیلة کار خود را بفروشید و به خرید و فروش سهام بپردازید. مثلاً، توصیه نمی‌شود کامیون خود را که وسیلة کار شماست و یا کارگاه خیاطی، آموزشگاه حرفه‌ای، مطب و یا شرکت خود را بفروشید و با آن در بازار سرمایه حضور یابید. اول باید کار خود را بتوانید انجام دهید و بعد در بازار سرمایه، پس‌اندازهای خود را سرمایه‌گذاری کنید.

3.مسکن ضرورتی تام دارد و برای هر شهروند ایرانی و خانوادة او تهیة مسکن امری حیاتی است. بنابراین، اگر بین خرید مسکن و خرید سهام می‌خواهید تصمیم بگیرید، توصیه می‌کنیم نسبت به خرید مسکن اقدام کنید. هرگز مسکن خود را نفروشید تا وجوه آن را به خرید سهام اختصاص دهید.

4.اگر حرفه‌ای نیستید، تسهیلات نگیرید و از دیگران قرض نکنید تا سهام بخرید. به کسانی‌ هم که مدعی‌اند وجوه شما را به نرخ بالایی از شما دریافت می‌کنند تا در بازار سرمایه‌گذاری کنند، وجهی ندهید.

ادامه نوشته

هفت اصل بيل گيتس

این مطلب به نظرم جالب اومد گفتم شما هم بخونید استفاده کنیدامیدوارم مفید باشه.

هفت اصل بيل گيتس

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.


 اصول بيل گيتس به اين شرح است:

اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

 

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.