X
تبلیغات
انجمن علمی حسابداری - مفاهيم حسابداري

مفاهيم حسابداري

طبقه بندي متداول مفاهيم حسابداري بصورت زير مي باشد :

 

الف) مفروضات حسابداري :

1- فرض تفكيك شخصيت 2- فرض تداوم فعاليت 3- فرض واحد اندازه گيري 4-فرض دوره مالي 5- فرض تعهدي .

ب) اصول حسابداري :

1- اصل بهاي تمام شده 2- اصل تحقق درآمد 3- اصل تطابق هزينه ها با درآمدها 4- اصل افشا

ج) اصول يا ميثاقهاي محدود كننده :

1- اصل فزوني منافع بر مخارج 2- اصل اهميت 3- اصل خصوصيات صنعت 4- اصل محافظه كاري.

 

الف ) مفروضات حسابداري :

آن گروه از مفاهيم حسابداري است كه جنبه بنيادي و زيربنايي دارند و بنحوه قابل ملاحظه اي بر اندازه گيري ، ثبت و گزارش اطلاعات حسابداري اثر مي گذلرند .

-  فرض تفكيك شخصيت :

  مفهوم شخصيت در حسابداري عموماً به معناي اين است كه براي مقاصد گزارشگري مالي ، واحد تجاري را بايد بعنوان يك شخصيت مستقل از صاحب يا صاحبان آن در نظر گرفت . يكي از اثرات اين فرض اين است كه در حسابداري درآمد هنگامي شناسايي و اندازه گيري مي شود كه براي واحد تجاري تحقق مي يابد و نه هنگامي كه بين صاحبان واحد مزبور توزيع مي گردد.

 

-  فرض تداوم فعاليت :

حاكي از اين است كه واحد تجاري عمليات خود را درآينده قابل پيش بيني ادامه خواهد داد . به بيان ديگر ، واحد تجاري آنقدر به موجوديت خود ادامه مي دهد تا برنامه هاي جاري خود را  اجرا و تعهدات خود را ايفا كند .

 

- فرض واحد اندازه گيري :

در گزارشگري مالي رويدادها و فعاليتهاي مالي واحد تجاري بر حسب پول اندازه گيري و بيان مي شود . هر گونه اطلاعاتي كه لازم باشد مشخصاً در متن صورتهاي مالي آورده شود بايد بر حسب واحد پول قابل اندازه گيري باشد . چنانچه اين اندازه گيري امكانپذير نباشد ، راه حل ديگر براي گزارش اطلاعات مربوط يادداشت هاي همراه صورتهاي مالي مي باشد .

 

- فرض دوره مالي :

جدا سازي عمليات ورويدادهاي مالي براساس دوره هاي زماني كوتاه تر از عمر واحد تجاري ، اصطلاحاً فرض دوره مالي ناميده ميشود . فرض دوره مالي استفاده از روش تعهدي را به جاي روش نقدي ، در گزارشگري مالي ضروري مي سازد . به بيان ديگر ، چنانچه ارايه صورتهاي مالي ادواري  در طول عمر واحد تجاري لازم نبود ، فرض تعهدي ضرورت پيدا نمي كرد .

 

- فرض تعهدي  :

اين فرض حاكي از اين است كه بايد درامد ها به محض تحقق و هزينه ها به محض تحمل و بدون توجه به دريافت يا پرداخت وجه نقد مربوط شود . اين فرض بر تحقق درآمد ، تحمل هزينه و تطابق دقيق هزينه ها با درآمدهاي شناسايي شده ، تاكيد دارد .

 

ب ) اصول حسابداري  :

آن گروه از مفاهيم حسابداري كه  رهنمودها و مباني لازم در مورد نحوه اندازه گيري ،ثبت و گزارش اطلاعات مالي را به طور مشخص فراهم   مي آورد  . مفروضات حسابداري جنبه زيربنايي دارند در حالي كه اصول حسابداري بيشتر جنبه كاربردي و عملي دارند .

 

 

 

- اصل بهاي تمام شده  : 

مبتني بر اين واقعيت است كه در هر مبادله ، ارزش متعارف آنچه كه واگذار ميشود  فراهم كننده مباني وشواهد قابل اتكا در مورد ارزش متعارف  چيزي است كه تحصيل ميگردد . از اينرو ، داراييهاي تحصيل شده  در مبادلات همواره به بهاي تمام شده اي اندازه گيري و ثبت مي شوند كه معرف ارزش متعارف آنها در تاريخ تحصيل است . اصل بهاي تمام شده تاريخي در مورد اندازه گيريها  بدهيها ، هزينه ها و زيانها نيز حاكم است .

 

 

- اصل تحقق درآمد :

برمبناي اصل مزبور درآمد حاصل از فروش كالاها ومحصولات در زمان فروش يا تحويل كالا يا درآمد حاصل از ارائه خدمات در زمان ارائه خدمات شناسايي مي گردد. در پاره اي موارد ،مثل قراردادهاي بلند مدت پيمانكاري ،توليد محصولات كشاورزي با مظنه رسمي وتضمين خريد وفروش اقساطي ، درآمد بر مبناي ديگري غير از اصل تحقق مثلاً بر مبناي درصد پيشرفت كار ، خاتمه توليد و در زمان دريافت وجه شناسايي مي شود . اصل تحقق درآمد استفاده از فرض تعهدي در حسابداري را ضروري مي سازد.

 

- اصل تطابق هزينه ها با درآمد ها :

 اين اصل بر فرآيند اندازه گيري سود تمركز دارد و مفهوم آن اين است كه بعد از اندازه گيري درآمد دوره ، هزينه هاي انجام شده  به منظور تحصيل درآمد نيز بايد براي همان دوره تعيين و با درآمد مربوط مقابله شود تا سود خالص دوره مشخص گردد . بنابراين، شناخت هزينه متعاقب شناخت درآمد است . پيش فرض استفاده از اصل تطابق هزينه ها با درآمدها  فرض تعهدي است .

 

- اصل افشا :

اين اصل ايجاب ميكند كه كليه واقعيتهاي با اهميت مربوط به رويدادها و فعاليتهاي مالي واحدهاي تجاري به شكل مناسب و كامل گزارش شود . زير بناي تئوريك اصل افشا ويژگي كيفي مربوط بودن اطلاعات مالي است .

 

ج ) ميثاقها يا اصول محدود كننده :

 ميثاقها اصولي هستندكه كاربرد مفروضات واصول حسابداري را محدود ميسازند. اين اصول محدود كننده حسابداري اثر تعديل كننده بر حسابداري و گزارشگري مالي دارند .

 

- فزوني منافع بر مخارج :

يعني اينكه مخارج تهيه وگزارش اطلاعات حسابداري نبايد بر منافع متصور از بكارگيري اطلاعات مزبور فزوني داشته باشد . به عبارت ديگر ، تهيه اطلاعات حسابداري  بايد همواره مقرون به صرفه باشد .

 

- اهميت :

مقايسه منافع با مخارج در هر واحد تجاري مستلزم توجه به مفهوم اهميت بعنوان يك محدوديت است .هنگامي كه مبلغ اقلام و رويدادها در مقايسه با هزينه اعمال صحيح ترين روش حسابداري در مورد آنها از لحاظ تئوريك ، با اهميت نيست و نتايج حاصل از طرفداري صرف از بكارگيري دقيق قوائد ورويه هاي حسابداري نمي تواند بر قضاوت وتصميمات استفاده كنندگان تاثير بگذارد ، اصول حسابداري بطور دقيق رعايت نمي شود . تعيين اهميت اقلام مستلزم اعمال قضاوت حرفه اي است .

 

- خصوصيات صنعت:

در مواردي كه در يك صنعت خاص سوابق وشواهد روشني در ارتباط با عمليات ويژه وانحصاري آن وجود دارد كه بكارگيري رويه هاي استثنايي حسابداري مي تواند از لحاظ سودمندي اطلاعات و رجحان محتوا بر شكل مفيد واقع شود ، تعديل اصول پذيرفته شده حسابداري نسبت به آن عمليات و اقلام خاص مجاز شناخته شده است .

 

- محافظه كاري :

محافظه كاري ايجاب مي كند كه روش حسابداري اعمال شود كه داراي حداقل اثر مساعد ( افزاينده ) بر سود خالص و جمع دارا ييها  و حداكثر اثر مساعد  بر هزينه ها  و بدهيها در دوره جاري باشد. تهيه صورتهاي مالي بيش از حد محافظه كارانه مطلوب نيست زيرا به عدم رعايت بي طرفي و ارائه اطلاعات غير واقع بينانه منجر مي شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/02ساعت 2:36  توسط امید   |